ابو الحسن قزوينى

170

فوايد الصفويه ( فارسى )

بر ملك تصرف پذير فراغت حاصل نكرده است ، و مكرر عريضهء نياز و جواهر و اقمشه ممتاز ملتان و كشمير ، پيشكش نزد بابا خان قاجار فرستاده كه اعانت و امداد محمود و فيروز نكند . درين مدت يك دفعه از رود اتك عبور نموده ، خود را به لاهور رسانيده و رعاياى آن ديار را خراب و بىسامان كرده و عزم رسيدن به دار الخلافه شاه جهان آباد داشت ، كه شورش وقايع بدايع محمود برادرش در سر حد قندهار رخ نمود ، كه بازاز لاهور مراجعت به قندهار نمود و محمود را مستأصل گردانيد . چنانچه مذكور شد ، راقم حروف از ميرزا عبد الكريم خان اصفهانى كه يكى از منشيان دفتر خانه او در سفر لاهور همراه زمان سلطان بود ، مسموع نمود كه مىگفت بعد از آن زمان سلطان از لاهور مراجعت كرد . عريضه كتابيه با تكيه به اين مضمون صدق مشحون به زمان سلطان رسيد ، كه اسلاميان ما ، قوم هنود را كافر مىشمارند و سلطان عصر اسلام را اولو الامر و جانشين پيغمبر مىدانند . اين فدوى كه از سطوت و شوكت سلطانى جهانبانى هراس ( 257 ر ) بىقياس برداشته ، راه فرار اختيار كرد . اهل اسلام هنود و رعاياى بيچاره لاهور را تسلى داده [ و مى ] گفتند كه سلطان [ به ] وقت مىرسد ، به خدمت و رعيتى او سرگرم باشيد . بعد از مراجعت ، آن حضرت شهر لاهور را خراب و بر باد ديد . آيا پيغمبر اسلام چنين فرموده و سنتش چنين است كه عيال و اطفال و اسباب و مال و اهل اسلام و هنود را با وجود متابعت غارت نمايند و پسران و دختران رعايا به اسيرى ببريد . آيا شنيده‌ايد كه كفار عدالت ما را كافر و خود را مسلم مىخوانند . آيا شنيده‌ايد كه كفار هنود به عيال و اطفال مسلمين دست اندازى نمايند . به اين مذهب و ملت و عدالت و مروت و رعيت پرورى كه داريد ، مىخواهيد كه ما قوم هنود را به مذهب و ملت خود بياريد . اگر ملت و سنت اسلام اين است كه شما فرقه افاغنه داريد ، درين صورت هزار درجه ملت و سنت هنود ترجيح بر ملت اهل سنت و جماعت دارد . تا اين مقام كلام راجه مذكور است . الحق سرداران زمان را عدالت و مروت روا و بجا و خوش نما است و توفيق نيكنامى دو جهان است . ( 258 چ ) اگر خامهء دو زبان خواهد كه شرح سفاكى و بىباكى و بىمروتى و بىعدالتى طبقه درانيه را زينت